![]() |
![]() |
|
| دفتری در افکار |
|
به زودی خواهم گفت که چرا از پسرها نفرت پیدا کردم . . .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 3:44 توسط فرشاد |
|
| دوستان شرح پریشانی من گوش کنید
| داستان غم پنهانی من گوش کنید قصه بی سر و سامانی من گوش کنید
| | گفت وگوی من و حیرانی من گوش کنید
| شرح این آتش جان سوز نگفتن تا کی
| | سوختم سوختم این راز نهفتن تا کی | | |||
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 3:39 توسط فرشاد |
|
|
دی شیخ با چراغ همی گشـت، گرد شهر گفتند: یا فت می نشـــــود، جسته ایم ما |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 3:5 توسط فرشاد |
|
|
حالم از زندگی بهم میخوره
حالم از پسر بودن خودم بهم میخوره حالم از حیوانهای انسان نما بهم میخوره چرا باید اینجور باشه؟ کثیف تر از پسر جماعت سراغ ندارم از حیوان هم پست تر هستن دیگه حالم از خودمم بهم میخوره ما پسرها لیاقت زنده بودن نداریم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 22:53 توسط فرشاد |
|
|
سلامتی سه تن ناموس.رفیق.وطن سلامتی سه کس زندونی.سرباز بی کس |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم خرداد 1386ساعت 3:17 توسط فرشاد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 مهر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
ادلف هیتلر ارنستو چه گوارا سید خلیل عالی نژاد |
|
RSS
|