تبليغاتX
حبس ابد -
دفتری در افکار
اينها را يک ديوانه مينويسه
يه رواني
يکي که ديگه تحمل رنج اين زيستن را نداره
زيستني که طالب اون نبوده
ديگه هيچي اين رنج را برا من قابل تحمل نميکنه
نه مشروب نه مواد مخدره
نه حتي عشق...
ميخوام سر به تن هيچکس نباشه حتي خودم
زندگي کردن برا من شده مثل افسانه
يه چيزي که وجود نداشته و نخواهد داشت
آري مرگ زيباست دوستش ميدارم
حداقل ميتونم بگم به يه چيزي علاقه دارم اونم مرگه.
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 21:22  توسط فرشاد |